آنیلآنیل، تا این لحظه: 13 سال و 18 روز سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

آنیل ، دختر مهر و ماه من و آراد ، نفسم

عاشقانه برای آنیل

آنیل جان ، نازنینم! عزیزم...زیباترینم...روزی که تو رو درونم احساس کردم نقطه ای سپید درونم میجوشه..حس گرمی رگهامو پر کرده بود....میدونستم دارم مادر میشم. از  خدا  یک دختر میخواستم....ازش خواستم سالم و مهربان باشی..مهر ماه متولد شی چون متولدین این ماه بی نظیرن.... ( مثل من ) تو هم بی نظیری... من مادر شدم...شرمنده شدم عاشق شدم و تو ماه ها را پشت سر گذاشتی  یک ساله شدی ... با نگاهت مرا لحظه به لحظه عاشقتر کردی...  باورم نمی شد خدا آرزویم را بر آورده کرده است.... و تو شدی نگین زندگیم... ماه شبهای زندگیم...  امیدو  آرزوی من....   ...
24 آبان 1393

با تو

                           با تو رسیده ام به شبی ابدی تو کوچه کوچه مرا بلدی…   من به جز آبی نگاهت آسمانی نمی شناسم   تا تو سرگرم روزگاری از نفس بی تو می هراسم   رد شو از قاب لحظه هایم دیده شو عاشقانه تنهاست   رهسپارم به سویت اما جاده لبریز سوزِ سرماست   مرا باور کنی یا نه تویی پایانِ ویرانی   چه غمگینانه آزادی از آن عهدی که می دانی   با تو رسیده ام به شبی ابدی تو تار و پود مرا بلدی… &n...
20 آبان 1393

12+1 ماهگی

                                                                                              دختر خوشروی من 13 ماهه شدی                      &nb...
15 آبان 1393

می توانی؟؟؟

فرزندم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و عصبانی نشو وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده ... همانگونه که تو اولین قدم ها...
5 آبان 1393
1